شعر-کودکانه

ادبیات کودکان و نوجوانان از جمله موضوعاتی است که در سطوح دانشگاهی به آن پرداخته شده و از اهمیت زیادی در آموزش و تربیت کودکان تاثیر دارد. یکی از راه های برقراری ارتباط با کودکان و آموزش مسائل مختلف به آنها، قصه و شعر کودکانه است. از دیرباز تا کنون مادران با نواهای آهنگین برای کوکانشان لالایی کودکانه و شعر می خواندند و امروزه شعرهای کودکانه با بررسی های دقیق تری انجام می شود.

در ادامه چند نوع ازشعرهای کودکانه قدیمی که برای کودکان خوانده می شده را می آوریم.

شعر گشنگی:

برای آشنایی بچه با وسایل آشپزخانه، خصوصا برای دختر بچه ها مفید است:

یک مال من
دو مال تو
سه مال آبجیش
آهای کوفته برنجیش
آهای مادر گنجیش
آهای کفگیر ملاقه
آهای قابلمه داغه
آهای آش رو چراغه
بیا گشنه نباشیم
با هم بخوریم و پاشیم

توپولویم توپولو:

این شعر از اولین شعرهایی است که یک کودک می تواند بخاطر بسپارد. می توانید این شعر را همراه با دست زدن به صورت و دست و پا و لباسهای کودک به او بیاموزید.

توپولویم توپولو

صورتم مثل هلو

قد و بالام کوتاهه

چشم و ابروم سیاهه

مامانه خوبی دارم

میشینه توی خونه

می دوزه دونه دونه

می پوشم خوشگل می شم

مثل دسته گل می شم

شعر بارون:

این شعر حتی برای شما مادران هم می تواند جذاب و خاطره انگیز باشد. این شعر بارها و به شکل های مختلف سروده شده. به کودکتان یاد بدهید که با این شعر دست بزند و بارش باران را مثل یک نمایش نشان بدهد.

بارون میاد جرجر
گم شده راه بندر
ساحل شب چه دوره
آبش سیاه و شوره
ای خدا کشتی بفرست
آتیش بهشتی بفرست
جاده کهکشون کو
زهره آسمون کو
چراغ زهره سرده
تو سیاهییا می گرده
ای خدا روشنش کن
فانوس راه منش کن
گم شده راه بندر
بارون میاد جرجر

شعر اتل متل:

شعرهای مختلفی تحت عنوان اتل متل توتوله سروده شده که همراه با بازی پاها یا انگشتان دست خوانده می شوند. این بازی ساده می تواند کودکان را ساعت ها سرگرم کند.

اتل متل حسنی تو خواب راه می رفت

داشت دوباره به خونه ماه می رفت

پیاده بود او ؟ نه بابا سواره

سوار چی ؟  قایق ابر پاره

تند و سریع به خونه ماه رسید

ستاره شد صورت ماه رو بوسید

حسنی حالا تو باغ آسمونه

دلش می خواد کنار ماه بمونه

دویدم و دویدم:

یکی دیگر از شعرهای خاطره انگیز قدیمی شعر دویدم و دویدم است. این شعر برای تقویت حافظه و آموزش مسائل اجتماعی مختلف و شناخت مشاغل به کودکان کمک می کند.

دویدم و دویدم

سر کوهی رسیدم

دو تا خاتونو دیدم

یکیش به من آب داد

یکیش به من نون داد

نونو خودم خوردم

آبو دادم به زمین

زمین به من علف داد

علفو دادم به بزی

بزی به من شیر داد

شیرو دادم به نونوا

نونوا به من آتیش داد

آتیشو دادم آهنگر

آهنگر به من قیچی داد

قیچیو دادم به خیاط

خیاط به من عبا داد

عبا رو دادم به بابا

بابا به من خرما داد

یکیشو خوردم تلخ بود

یکیشو خوردم شیرین

بود قصه ما همین بود.

عروسک من:

این شعر دخترانه ی قدیمی را همه ی ما شنیده ایم و بارها خوانده ایم. دختر بچه ها از همان کودکی بطور غریزی به مادر شدن علاقه نشان می دهند و این شعر، حس مادرانگی را در آنها تقویت می کند.

عروسک قشنگ من قرمز پوشیده٬

تورختخواب مخمل آبیش خوابیده

یه روز مامان رفته بازار اونو خریده

قشنگ تر از عروسکم هیچکس ندیده

عروسک من ٬چشماتو وا کن

وقتی که شب شد

اون وقت لالا کن

حالا بریم توی حیاط با من بازی کن

توپ بازی و شن بازی و طناب بازی کن

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سه × 3 =